تبليغاتX
برگ سبزی است تحفه درویش...
راست می گم بابا باور کنید من جدیدا قاطی کردم ... همه چیز پیچیده شده ... امروز بعد از دو ماه می فهمم یه ترفندی که توی یاهو برای خوندن شماره ها استفاده می کردم کاملا غلط بوده

به خدا دنیای عجیبیه درکش برای من خیلی سخته من نمی فهمم اینجا چه خبره ؟ شماها می فهمید ؟ فکر نکنم !!!!

یکی می یاد اینجا من فکر می کنم کیه ؟ بعد معلوم می شه یکیه ؟؟؟  آره والا

آرش قاط زدندی  گیج شدمدی ... الان که نگاه می کنم می بینم بر اثر یه اشتباه چی بودم چی شدم در کل دیگه حوصله ی هر چیزی رو دارم به غیر از نت .  واقعا دیگه مغزم توانایی حلاجی این همه قضیه رو نداره ....

اینجا همه چیز عجیبه و غریب منم که پشت کنکوریم ...

فقط بگم به خاطر این چیزی که هستم متاسفم .............. بچه ببخشید مخصوصا .......... می یام توی وبت توضیح می دم ... تابستون بعد شب کنکور می یام ... تا اون موقع حق نگهدارتون .  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 15:0  توسط آرش  | 
اول بگم که این آپ برای بار دوم نوشته می شه  اصلا شانس نداریم پاک شد

خوب شروع می کنیم ... اول از همه بگویم که این آپ نظیر ندارد ... اصلا می دانید چیست از آغاز آفرینش تا الان سه اتفاق مهم افتادکه ... به شرح زیر است :

اول بیگ بنگ که زیاد هم مهم نبود ... دومی انقراض دایناسور ها که اونم خیلی مهم نبود ... اما اتفاق مهم سوم این آپیه که می بینید ... نه دیگه تکرار می شه ... جالب تره ... و عجیب تر  باور ندارید بخوانید :

خوب می خوام خودمم رو معرفی کنم به طور کامل ... اینم آخرین آپ توی این وبمه ... می خوام معرفی کنم که وقتی آدم گنده ای شدم دیگه نگید این آرش معروفه همون آرش خله است ؟  می خوام بدانید و آگاه باشید که موفقیت در دستان من است ... آرش نابغه

من آرش پردل

در یک مدرسه ی نمونه دولتی درس می خوانمدی الانم به پیش دانشگاهی راه یافتمدی

خلاصه کنمدی جوانم دی و خاممدی و صد آرزو دارمدی ...

اما .... خوب به یاد دارمدی سال قبل را که چون بچه ای خرخون از صبح تا شب این ور و اون ور رفتمدی و کله ها زدم دی و مخ ها ترکاندمدی تا بتوانم در کاری وارد شومدی ...

و شروع کردمدی و به المپیاد شیمی راه یافتمدی و همه را بسیج کردمدی و کلاس ها برپا کردمدی و معلم ها آورمدی تا بچه های مدرسه فیض بردندی و پوز تیز هوشان شیراز را زدمدی چون قبولی هامان برابر شدندی  و همه از تلاش من بلند شدندی که من بسی رهبر هستمدی و توان مند

خودم مرحله ی اول بالا رفتندی و در مرحله ی دوم کله پا شدمدی که خرخونان زیاد بودندی و خلاصه کار ما نشدندی که نشدندی ... همزمان در آزمایشگاه شیمی فعالیت می کردمدی و نفر اول ناحیه شدمدی و بعد از کلی اذیت و آزار و خراب کاری و انفجار و تولید مواد سمی مرا بیرون انداختندی زیرا در استان مقامی نیاورمدی و آبروی همه پاک ببردمدی و سخت خسارتی وارد کردمدی ...

دگر بار از همه جا نا امید دست در جشن واره ی خارزمی بردمدی و تلاش ها کردمدی و خلاصه بعد از دو مرحله بالا رفتن و از اینا سقوط کردمدی و در استان مقامی نیاوردمدی  حالم به هم خوردندی زیرا همه پارتی داشتندی و الا طرح ما بس بهتر بودندی و در دانشگاه ادامه اش خواهم داد به کوری چشم طانعان بد خواه

سپس دست در کار های پول زا کردمدی و اندکی در آوردمدی و به یک باره کنار گذاشتمدی که به درد ما نخوردندی و .....

روان شناسی هم که به ما وفا نکردندی و کلی مطالعه آزاد در این زمینه کردمدی ولی نذاشتندی و گفتندی که تو دیوانه ای و این از اثرات ماخولیاست که تو دیوانه گشتی و خلاصه زده بکه ات اندی ....

خلاصه وقتی نداشتمدی که به درس برسمدی و معلدم افت کردندی و ۱۸.۶۵ شدندی که همه تعجب کردندی و گفتندی که خاک بر سرت با این معدلت آرش بی عرضه ... و از آن پس بود که به جای نابغه به ما خنگ گفتندی و این کوته فکران بودند که زندگی بر ما سخت تنگ کردند و عذابمان دادندی ...

و امروز من آرش کبیر تصمیم گرفتمدی که فقط برای کنکور بخوانمدی و کاردستی ساختن و نقاشی و مجسمه سازی و همه را کنار گذاشتمدی دیگر هم چیزی تعمیر نکنمی که این مردم بس کم عقلند و عقلشان در چشمشان است که آرش کجا قبول شدندی نمی گویند که آرش چه زحمت ها کشدندی و چه چیز ها درست و ساختندی ...

خلاصه کنکور رو بچسب ... به زودی خواهید دیدندی که آرش بزرگ شدندی و پوز همه گان زدندی ... فقط نام مرا به خاطر بسپارندی که وقتی بزرگ شدمدی و معروف و نبوغم آشکار شدندی صف کشیدندی برایم برای امضا گرفتندی ... شما در صف نمانید و لطف من شامل شما شود ...

به امید روزی که تک رقمی شم و برم دانشگاه تهران ...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 2:42  توسط آرش  | 
آقا ارش این هم وبلاگ

برو حالشو ببر

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 4:22  توسط آرش  |